مدتها دلم میخواست بنویسم
از اتفاقات تلخ و شیرین
از تجربه های بدست آمده
و از هر آن چیز که در دل بودو دوست داشتم بماند
هی امروز و فردا کردم تا اینکه امروز بعد از کلی وبگردی یادم به قولی آمد که به خودم داده بودم
از میون سرویس دهندگان وبلاگ وطنی بلاگفا بود و پرشین بلاگ که اولیش شهره عام و خاص بود در دادن اطلاعات کاربرانش به اونهایی که دنبال اطلاعات خلق الله هستن برای حساب بی حساب
اون یکیش همیه جایی خوندم در حال واگذاری به دار و دسته ارتش سایبری مملکت است همون ارتشی که خیلی در فضای وب قدرتمنده و قصد داره وب را آلودگیها و ناپاکیها به دور نگهداره
لذا دست به دامان خارجیها شدم از خارجیها ورد پرس را میشناختم و بلاگر که وردپرس پشت دیوار فیلترینگ اسیر بود پس تنها گزینه بلاگر بود که بد هم نبود هر چی که هست اسم گوگل پشتشته
انتخاب اسم وبلاگ هم مصیبت عظمایی بود که آخرش یه جوری حل شد
همه مون میدونیم که اسم وبلاگ باید مختصر ومفیدو خوش آهنگ حالا کمی هم مرتبط به موضوع وبلاگ باشه که این آخریشو من شرمنده شدم چون اسمی که انتخاب کردم شاید خیلی ریطی نداشته باشه
یکی از بستگانم یه وبلاگ داره به اسم شط رنج که بعضی وقتها سر میزدم بهش به نظرم تمام خواص اسم یه وبلاگو داره این اسم
شیطونه میگفت از این اسم استفاده کن ولی دلم راضی نشد به این کار حتی امتحان هم کردم تو بلاگر هنوز استفاده نشده بودشاید یه وقتی از صاحب این اسم اجازه گرفتم و استفاده کردم
فعلا همین
تا بعد
با بهترین ارزوها و امید به هر چه گرمتر بودن محفل نام و نشان شما.
پاسخ دادنحذفهوووووووووووووورا خودم اولین نظر رو دادم.
درخشان